![]() |
![]() |
|
|
بازهم همون احساس سه سال پيش رو دارم..مثل همون پستي كه به اسم " آخرين روز " بود تا سه روز ديگه برام پيش مي ياد...بازهم يك تغييرو يك رويداد تو عرصه زندگي پيشروم و مثل هميشه استروس و نگراني خاص خودشو داره.. هر كي يك چيزي ميگه.. اما تعريف نباشه همه از رفتنم ناراحتأ و به اين نگراني بيشتر دامن مي زنن.. به قول مادر مموشي :ميروي و مژگانت خون خلق ميريزد"اما اين يك فرصته براي آدماي خوب مثل من :-D نبايد حالا كه پيش امده بهش بي محلي كنم..به اميد ترقي و پيشرفت مثل همه اي تغييرات پيش امده تو زندگيم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 خرداد1390ساعت 15:10 توسط امین |
|
|
سه ماه و دو هفته ديگه مونده تا روز عروسي... همه چي داره زود ميگزه اما چيزه دل خوش كننده اي كه بايد پيش بيفته هنوز معلوم نيست ... خيلي خستم.. اميدوارم 3 ماه ديگه كه اين پست رو ميخونم از ته قلبم خدا رو بيشتر از هميشه سپاس گزار باشم..كيارشم كه تا 2 مله ديگه داره ميره استرليا...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 19 خرداد1389ساعت 15:13 توسط امین |
|
|
خسته كردم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 20 دی1388ساعت 15:19 توسط امین |
|
|
قلبون نيني خوشتلم بلم من كه ديگه تا هميشه واسه خودمه
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 خرداد1388ساعت 14:35 توسط امین |
|
|
بدرود بر فردای متفاوت
فردا روز اوج زندگی من روزی که هر آدمی حداقل ۱ بارم تو زندگیش بهش فکر کرده و تو اون لحظه تا عماق وجودش لبریز از سکوتی پر معنا میشه و همیشه تو این لحظه ها آدما همیشه بهترین آرزوهارو واسه خوشبختیشون میکنند فردا میخوام بزرگترین و جاودانه ترین پیمان رو با کسی که خدا وعداشو بهم داد بود رو ببندم فردا ۲۱ خرداد ۸۸ ساعت ۸ عصر من متعهل میشم... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 16:1 توسط امین |
|
|
سلام به دوران تأهل
جمعه گذشته يعني اول خرداد ماه يكي ديگه از بزگترين روزاي به ياد موندني زندگيم بود روزي به اسم بله برون رو به خوبي و خوشي پشت سر گذاشتم... لفتم خوني جيگليم و همه فاميلامونم بودن و حرفهاي اساسي ردو بدل شد و از اينكه همه چيز داره به خوبي و خوشي پيش ميره خيلي خوشحالام و خدا رو بي نهايت سپاس گذارم از اين هديد خوبي كه قولش رو بهم داده بود و بهم داد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 15:38 توسط امین |
|
|
سلامي دوباره به شروع بهاري دوباره
سال گذشته واسه من سال خوبي بود..با حميد پروژه خوبي گريفتيم ومن ۱خونه پيش خريد كردم و احساس ميكنم امسال كه سال گاوه سال خوبتري باشه توسال گذشته تو ۱شركت خوب و بزرگي استخدام شدم كه اين خودش از خوبيياي پارسال تابعد كي بشه و عمري باشه که بيام..بدرود
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 18 فروردین1388ساعت 15:27 توسط امین |
|
|
سلام به ماه آذر
۲۰ روز دیگه میشم ۲۹ تموم..به همین راحتی... الان چه هوای نازیه..صدای بارون منو مست کرده... از این طرفم که بیا ببین استاد شجریان چی داره میخونه.. ولی الانمو راضیم ! یاد ایامی یادایامی....یادایامی که در گلشن فغانی داشتم در میانه لاله و گل آشیانی داشتم....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 22:0 توسط امین |
|
|
ساموتیک
اینهم یک روز دیگه...شبیه 1روز تو ماه گذشته! بازم باید کولبارو بست و رفت.. احساس می کنم خیلی دارم پرت میرم!! قبل اینکه بیام تو این شرکت جدید اینگار خدا نمی خواست ..حتی سر پیدا کردن آدرس اینجا کلی به زحمت افتادم تا ی داش کردم..اینگار می خواست یک جورای منصرفم کنه اما من از رو نرفتم.. حالا فهمیدم داستان چیی ! اما بقول مهندس تبری که میگه ، پشت هر ریسکی ۱ خندست.. امید وارم برای منهم همین طور باشه.. البته خند برای خوشحالی از موفقیت نه هماقت! خلاصه که اینجا هم دفتر به پایان آمدو اما حکایت ما همچنان باقیست.. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 11:32 توسط امین |
|
|
سلام به این همه صد رنگی..
ما که آخرش نفهمیدیم داستان چیه ! یک روز فشنگ و خوشحالیم...یک روز بی رنگ ی و ما بی حالیم.. یک روزم مپل امروز بد رنگ ی و ماهم بد حالیم.. نمی دونم.. اون کجای کار و ما کجای کار... چی فکر می کردیم چی شد.. به جان خودم مندم! واقعا دیگه دارم به حقیقت این دنیا پی می برم که به هیچ چیش نمیشه اعتماد کرد.. هر چیزش صد چیز...دیگه هرچی بادا باد... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 مرداد1387ساعت 16:23 توسط امین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
iLOVEU درصدچاقی و لاغری باور کن تورم قورت میدم!! بچه های قم آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
تعبیر خواب |
| پیوندها |
|
عاشق دل شکسته سایت تعبیر خواب کلبه آبی من عسق و احساس |
|
RSS
|